کفش راست پای چپ ، کفش چپ پای راست!

- صحنه اوّل ، خونه -

وای خدایا دیر شد! چرا دکمه این کفشا سفت شدن امروز! چقدرم فشار میده! حتما چون شلورام توش ِ اینجور ِ! عیب نداره درست میشه! مامااااااااااااان خداحافظ من رفتم!

- صحنه  دوّم ، سر خیابون ِ منتهی به خونه -

ای وای این کفش ِ چرا شصت پام رو داره فشار میده؟! تا دیروز که انگشت کوچیکه رو میزد فقط! الحمدلله هر دم از این باغ گلی میرسد! لعنتی! آقا میدون ... میرید؟!

- صحنه سوّم ، سر کوچه دانشکده -

ا ِ! چرا پاهام این شکلی شده! وا! یادمه خریدنی اینجور نبود! به خدا بهتر بود مدلش! آخه چرا به جای اینکه نوک کفشا بیشتر رو به هم باشه بیشتر رو به بیرون ِ؟! تا جایی که یادم ِ تا دیروز طبیعی بود! نمیدونم والله! وااااااااای الان دیر میشه! میگم ... نه! ... آره؟! نه بابا! مگه میشه؟! برو بابـــــــــــــــــــا! ولی باور کن! باور کن کفشات رو بر عکس پوشیدی! خدای من! آره! وای الان اگه کسی ببینه میشم سوژه دانشگاه! خدایا خدایا کسی نبینه لطفا!

-صحنه چهارم ، توی حیاط دانشکده -

وااااااااااااااااای! حتما باید موبایل این پسر ِ درست می افتاد جلو پای من و دل و روده اش میزد بیرون! اگه ببینه آبروم میره که! آره نباید واستم از روی گوشیش می پرم و میرم! وای خدا رو شکر! ندید انگار!

- صحنه پنجم ، توی کلاس -

آخیش! شصتم داشت می ترکید ها! راحت شدم!

/ 3 نظر / 31 بازدید
مادمازل مری

[خنده][خنده] برای شما طلبِ عمرِ باعزت و اینا کردیم زیرا باعث گشتید که بسیار بخندیم! [خنده] [خنده] [خنده]

بردیا

[خنده] واقعا مصیبت عظماییه انصافا...!![خنده]