:(

عقلم : آخه نونت نبود آبت نبود عاشق شدنت چی بود؟! خنثی

دلــم : مگه دست خودم بود! ناراحت

عقلم : پـَ نه پـَ دست ِ من بود! منتظر حالا باز یه ریخت و قیافه ای داشت یه چی! آخه عاشق چیش شدی؟! کلافه

دلــم : مگه به قیافه ست؟! قهر

عقلم : یعنی نیست؟! آره جون ِ خودت! ابرو

دلــم : خب آخه انقدر هم که میگی بد نیست که! سوال اصلا من چرا به تو توضیح میدم؟! قهر هر چی هست من خوشم میاد! تو رو سـَ نـَ نـَ؟! زبان

عقلم : آره دیگه زبونت هم که درازه ولی خداییش نصف پسرایی که داری براشون طاقچه بالا میذاری از این بهترن اونوقت اومدی افتادی توی تور این یکی! خنثی حالا باز اونم دوستت داشت یه چیز! آخه دوستت هم نداره بدبختی که! آخ

دلــم : خودم میدونم! یادآوری نمی خواست! پس نمک به زخمم نپاش! ناراحت

عقلم : می پاشم خوبم می پاشم! عصبانی لازم باشه در گوشت هم میزنم! عصبانیفکر کردی افسارم رو میدم دستت تا هرچی غرور و آبرو دارم رو به تاراج بذاری؟! تو نادونی ولی من که نیستم! عصبانی

دلــم : زیاد به خودت مغرور نشو! منم تقریبا مطمئن بودم این اتفاق نمی افته ولی افتاد! افسوس

عقلم : خودت رو توجیه نکن! تقصیر خودت رو هم گردن کس دیگه ننداز! چون از خودت ساده تر حداقل توی شعاع بیست متریمون کسی نیست که بتونی گناهت رو بندازی گردنش! د ِ د ِ د ِ یه روز چشمم روت نبود ها! الله اکبر! کلافه

دلــم : انقدر غر نزن دیگه! به حد کافی گرفته هستم! تو دیگه روی آئورتم رژه نرو! زبان

عقلم : اگه من غر نزنم و متوقفت نکنم که معلوم نیست چه دست گلی به آب بدی دیگه که! یه دیقه ولت کردم این شد! اگه به حال خودت بذارمت که زیر پای این و اون له میشی بیچاره! عصبانی

دلــم : الان هم شدم! ناراحت

عقلم : د ِ نشدی! د ِ نذاشتم بشی! له شدن ندیدی! خنثی

و ...

/ 2 نظر / 11 بازدید
مادمازل مری

[دست] شازده فکر میکنم اولین پست طولانیت بودااا! مگه اینکه این آق پسر باعث شه شما یه پستِ طولانی بنویسی [نیشخند]

بردیا

[دست][دست] چقدر قشنگ نوشته بودی شازده...!! آدم تا خودش گرفتار این وضعیت نشه حال کسی رو درک نمیکنه... دقیقا همینطوره که نوشتی.....[گریه][گریه]