میخوام بگذرم ولی ... ته دلم شکسته!

یه ساعت قبلش بهش گفتم : استاد! نفر چهاروم من باشم دیگه! میخوام پروژه ام رو با شما بگیرم!

بهم گفت : آخه میدونی! استاد ... میگه 3 نفر میخوام بردارم! منم دارم مقاومت میکنم که 3 تا بردارم! حالا تا شنبه خبر میدم!

بهش گفتم : باشه استاد پس من تا شنبه منتظر جواب شما هستم!

بهم گفت : باشه یک شنبه میگم!

بهش گفتم : باشه استاد مرسی!

... یک ساعت و نیم بعد رفتم زیراکس دانشکده! اومدم بیرون دیدم استاد و بقیه دم درن ...

بهم میگه : تو رو خدا از من ناراحت نشو دیگه نفر چهارمم رو انتخاب کردم!

بهش گفتم : ولی استاد منم که ازتون خواستم باهاتون کار کنم!

و ...

(دیگه بقیش رو تعریف نمیکنم چون مهم نیست دیگه!)

___________

آخر سر نوشت : من ناراحتم! نه چون بهم پروژه نداد! چون یک ساعت و نیم قبلش من رو رد کرده بود ناراحت شدم! البته برای کسی بد نمیخوام امیدوارم اون دوستی که تونست پروژه بگیره موفق باشه توی کارش ولی بغضم دست ِ خودم نیست!

/ 6 نظر / 4 بازدید
مادمازل مری

[قهر] این کار استاد اصلا جای بخشودگی نداره. میگم شازده، بیا باهم یه گروپ کوماندو تشکیل بدیم یه خورده ترکیب ریخت این استادو عوض کنیم موافخی؟ [شیطان]

بردیا

ناراحت نباش شازده.... استادی که اینجوریه همون بهتر که باهاش پروژه نگیری.....!! خودش یه کم باید معرفت داشته باشه....!![عصبانی]

Cookie Doll

Salam Doste Man :) Mersi k Mano Yadet Narafte :Xx Khob o Bad MigZare. . . . :X Manam Omidvaram Be Chizaye Behtar Az Proje Dashtan Ba On Ostad BereSi :* :Xx

حس نهان

کسی که روت رو زمین می اندازه، همون بهتر که باهاش کار نداشته باشی