واقعا ها!

داشتم واسه شازده پسر انتخاب رشته می کردم ، یادم افتاد که ...

شما یادتون نمیاد اون زمان که انتخاب رشته دستی بود و کامپیوتری نبود ماها با چه بدبختی ای باید کدرشته های 100 تا انتخابمون رو با مداد سیاه میکردیم!

_____________

پی نوشت : منم که بچه ارشد! همیشه کارام پای خودم بود! بعدا بیایید بگید بچه بزرگا حق بچه کوچیکا رو میخورن! خب عزیز من باید حق بچه کوچیکا رو ما بچه بزرگا بخوریم دیگه! (نه اینکه خیلی هم می خوریم!) یعنی در واقع حقمون ِ که حقشون رو بخوریم! نیشخند

/ 9 نظر / 4 بازدید
حس نهان

زمان من چی ما چهارده اولویت داشتیم

مهیار

[گل]

مریم غرغرو

من رو در غم خودت شریک بدون شازده خانوم! ما هم درد کشیده ی همین فرزند ارشد بودن هستیم و مسیر رو واسه شازده پسر بعد از خودمون هموار نمودیم!

مریم غرغرو

چیکارش کنیم دیگه![خجالت] همسایه ی شماییم دیگه [مغرور]

...

اوه گفتیا. پدرمون در اومد با انتخاب رشته! مگه الان چه شکلی شده؟

بردیا

باهات موافقم شازده...واقعا پدرمون در می اومد....[رویا][گریه] همیشه این بچه اولی ها حق بچه های بعدی رو می خوردند...خدا ...شون کنه...!![زبان] (شازده جرات نکردم نقطه چین رو پر کنم....[نیشخند][چشمک])

حس نهان

یه زمانی ننویسی ها بی خیال من که می ام اینجا[ناراحت]

مهسا

سلام از وبت خوشم اومده اگه مایل بودی خبر بده تا تبادل لینک کنیم عزیزم[پلک][لبخند]